باران باشد ، تو باشی ،يک خيابان بی انتها
!!!خدا در باران است!!!
{حــــــســــــیـــــــن پناهــــــــــی} این آینــــــده کـــــدام بود که بهـــــترین روزهــــای عمـــــر را حــــرامِ دیـدارش کــــــردم...؟ نمیدونم چرا ..منم مثل تو بیتابم نمیدونم چرا هنوز یاد تو می افتم دلم میخواهد یک نفر به من بگوید دیوانه ... دیوانه گفتن به من نه از برای موهای بلندم و حرف هایم ... چون دیوانگی من ربطی به افکارم و موهای بلندم ندارد ... شاید ... فقط همین ! که با دلهره تو را ببوسم مثل گنجشک ها که هرگز آسوده از زمین دانه بر نمی چینند پیدا می شود و پیدا نمی شود. انگار که بخواهم چیزی را پیدا کنم که بگویم هنوز هستم. من هنوز هستم وقتی که میان پیغام هایم می گردم اما این دلیل می شود به بودنم وقتی تنها در میان پیام های قدیمی باشم؟ دوباره دیر شد، باران نبارید دلم تبخیر شد، باران نبارید به چشم آسمان ها خیره ماندم کتابی را میخوانم که تو خواندهای چه لذتی میبرد کودکی که دوچرخهی دوستش را دزدیده و چه دلهرهای دارد که میداند کوچه بنبست است. قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر سادهام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار ِ رفته ایستادهام و همچنان به نردههای ایستگاهِ رفته تکیه دادهام! كــمــي زود بـــود امــــا دعـــايــَــت بـــر آورده شـــد ، مــــادربـــزرگ ..! افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود یکی نبود گاهــی آدم دلــش میــخواهـد کفــش هاش دربیــاره، یواشکی نوک ِ پــا , نوک ِ پــا ! از خودش دور بشه، دور ِ دور ِ دور ... یک فنجان چای ! تنهایی! سیگار... برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. باور کردم تنهایی را چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب... بر من مدم.. خاکسترم گر به باد رود سرخی ام را تاب نخواهی آورد... بگذار گمان کنی خاموشم ! قطره اشکی شده ای در گوشه ی چشمانم زمانی بودی و حالا نیستی یادش بخیر خانه ای که داشتیم با احترام خم می شوم و یک شاخه گل سرخ می گذارم بر مزار گذشته و روز ، روزی بسیار غم انگیز است ... ![]()
![]()
![]()
حسین پنـــــاهی![]()
![]()
![]()
از شب بهاری
جز باران و کمی دلتنگی
چه انتظاری داری؟ ![]()
![]()
![]()
میزهایت را تک نفره کن…
نمى بینى؟!
همه تنهاییم!!!
![]()
![]()
![]()
نمیدونم چرا ولی شاید ۱۰۰بار این آهنگو گوش کردم ولی اینبار چرا این حسی شدم ؟؟؟؟؟
که با هر قطره ی اشکت منم مثل تو آشفتم
نمیدونم چرا ..منم مثل تو بیتابم
شبایی که تو بیداری به یاد تو نمیخوابم
اونقدر گفتن که آزادی به مرگ ساده تن دادی
شاید از جرم دیروزه که به این روز افتادیم
منم همرنگ تو میشم
سراغ عشقو میگیرم
که با هر قطره ی خونت منم مثل تو میمیرم
پای حرف تو میمونم که امید رو به من دادی
منم همراه تو میشم به عشق صبح آزادی
سکوتو میشکنی این بار ..بفهمن که هنوز هستی
با فریادت نشون میدی که از هیچی نمیترسی
داره آروم جون میده نسلی که مرگ رو فهمیده
نمیدونم چرا اما آزادی بوی خون میده![]()
![]()
![]()
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، يك انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند
!! مراقب بعضی یک ها باشیم
... در حالی که ناچیزند ، همه چیزند ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
خیلــــــی بهتــــر از ایــن است که
باکـــره ای باشـــم میــان هـــِزاران دست . . .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دل من حسرت یک جرعه ی باران دارد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گویا سپری شد، بی آنکه بدانم
آتش شمع چندمین سال زندگی ام را
به خاموش سپردم.![]()
![]()
![]()
پيــــر شـــدم ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عروسی خون/ نمایشنامه/ فدریکو گارسیا لورکا/ ترجمهی احمد شاملو

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


